‏نمایش پست‌ها با برچسب # پاسداران #سازمان مجاهدین خلق ایران #ابران #تهران #براندازم #مزدوران اطلاعات #شورای ملی مقاومت ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب # پاسداران #سازمان مجاهدین خلق ایران #ابران #تهران #براندازم #مزدوران اطلاعات #شورای ملی مقاومت ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ آبان ۱۰, پنجشنبه

پیامدهای دستگیری دیپلمات ایرانی

پیامدهای دستگیری دیپلمات ایرانی اسدالله اسدی – ژرار آرو سفیر فرانسه درآمریکا طی سخنانی در موسسه هادسون درباره واکنش فرانسه نسبت به توطئه تروریستی رژیم آخوندی علیه گردهمایی مقاومت در پاریس،گفت: «ما (با آمریکا) ارزیابی یکسانی از رفتار (رژیم) ایران داریم و همان‌طور که می‌دانید (افرادی از رژیم ایران) را به‌خاطر تلاش برای سازمان‌دهی یک عمل تروریستی در خاک فرانسه اخراج کردیم».

هفته پیش رویترز با انتشار خبری راجع به اخراج یک دیپلمات رژیم آخوندی از فرانسه و انسداد دارایی‌های اطلاعات آخوندی، نوشت: وزارت خارجه فرانسه روز دوم اکتبر (دهم مهرماه) گفت، هیچ‌شکی وجود ندارد که وزارت اطلاعات (رژیم) ایران در پشت توطئه علیه گردهمایی۳۰ ژوئن قرار داشته است.
واکنش‌های هراس آلود حکومت آخوندی نسبت به پیامدهای محاکمه اسدالله اسدی دیپلومات تروریست رژیم به خاطر سوء قصد تروریستی علیه گردهمایی مقاومت ایران در پاریس، هم چنان ادامه دارد:
به دنبال اخراج یک دیپلومات تروریست رژیم از فرانسه و درحالیکه اسدالله اسدی دپیلومات تروریست حکومت آخوندی در زندان در بلژیک در انتظار محاکمه به خاطر توطئه علیه گردهمایی مقاومت در پاریس است، مصری، عضو مجلس رژیم گفت: جای سوال دارد که چرا در اوج همکاری با اروپا نتوانستیم وی را آزاد کنیم. حداقل انتظار ما از اروپاییها این است در کنار وعدههایی که ذرهای از کلام خارج نشده و هیچ جنبه عملی پیدا نکرده بر سر گفتههای خود بایستند. این اتهامات اسدالله اسدی دیپلمات زندانی هم مسائلی ساخته شده و برنامهریزی شده از سوی (مجاهدین) است.
آخوند حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رژیم، با اشاره به این که دیپلمات تروریست دستگیر شده رژیم در اروپا حدود ۱۲۰ روز است در زندان به‌سر می‌برد گفت: کشورهایی چون آلمان و بلژیک برخلاف قوانین بین‌المللی حقوق اسدالله اسدی را زیر پا گذاشته‌اند و وزارت خارجه باید در برابر اقدامات خصمانه این کشورها فعالتر باشد.
دبیرکل باند موسوم به ایثارگران، جواد عامری نیز گفت ۱۲۰ روز از بازداشت اسدالله اسدی گذشته است و پیگیری مناسبی در مورد وضعیت او نشده است. عده ای گمان می کنند سیاست خارجی در مسئله برجام خلاصه شده است.
در همین حال، یک کارشناس رژیم درباره اخراج دیپلومات تروریست رژیم از فرانسه به خاطر توطئه علیه گردهمایی مقاومت در پاریس گفت: نکته حائز اهمیت این است که برخلاف عرف بین‌الملل، وزارت خارجه فرانسه و دولت فرانسه اقدامی را انجام داد که کاملاٌ باعث تعجب بود، اما وقتی سناریوهای پشت صحنه را می‌نگریم متوجه می‌شویم که فرانسه در پازل غرب نسبت به جمهوری اسلامی حرکت کرده و عمل کرده است.
وی افزود:. فرانسه به جای این که بگوید اموال دولت جمهوری اسلامی متعلق به یک دولت مهمان است، اعلام می‌کند که اموال وزارت اطلاعات را مصادره کرده و یکی از اعضای دارای مصونیت سیاسی وزارتخانه را دستگیر می‌کند.
حقیقت‌پور، عضو مجلس ارتجاع و مشاور پاسدار علی لاریجانی نیز از زندانی شدن یک دپیلومات دیگر رژیم به نام خلیلی در آلمان خبرداد و گفت: نباید این موضوع عادی شود که کشورهای دیگر به خود اجازه دهند با دیپلوماتهای ما چنین برخوردی کنند. خلیلی یکی دیگر از اتباع ما در آلمان به جرم این‌که قطعات هواپیما خریداری کرده دستگیر شده و ماهها به حال خود رها شده ا

۱۳۹۷ مهر ۱۰, سه‌شنبه

خمینی فرمان حمله تروریستی


خمینی فرمان حمله تروریستی به پرواز پان‌امریکن را صادر کرده‌بود و نه قذافی!



دیلی میل بر اساس کتابی باعنوان «لاکربی: حقیقت- به قلم داگلاس بوید»Douglas BoydDouglas Boyd فاش ساخت رژیم ایران دستور حمله تروریستی اسکاتلند را داده بود و نه قذافی. در این کتاب آمده است شخص واقعی در پشت حمله تروریستی ابو الیاس است که با دستورات رژیم ایران عمل می‌کرده است.
دیلی میل افزود: بمبگذار واقعی اکنون در مدرسه یی در آمریکا با نام باسل بوشناق Basel Bushnaq کار می‌کند. بر اساس این کتاب، کسی که دستور کار گذاشتن مواد انفجاری در پرواز پان آمریکن را در سال ۱۳۶۷ داده بود خمینی بود و نه قذافی. در این اقدام تروریستی ۲۷۰ سرنشین هواپیما کشته شدند..

۱۳۹۷ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

سمیه در نامه سرگشاده بیداد از ناپدری مامور اطلاعات محمدی مزدور زبون

آقای جافای محترم، وزیر کشور آلبانی
سمیه در نامه سرگشاده بیداد از ناپدری مامور اطلاعات محمدی مزدور زبون
من سمیه محمدی هستم.
مطلع شدم که پدرم بنام مصطفی محمدی، که در ضمن مامور وزارت اطلاعات ایران است،‌ به بهانه دیدار با من ولی برای انجام ماموریتهای محوله از طرف رژیم ایران علیه مجاهدین به آلبانی آمده است.
من در سال۱۹۹۸ جهت تلاش برای رسیدن به آزادی و دمکراسی در ایران بطور دواطلبانه محل اقامتم در کانادا را ترک کرده و مانند بسیاری از ایرانیان آزادیخواه به مجاهدین پیوستم و به کمپ اشرف در عراق رفتم. من همراه سایر دوستانم بعد از ترک عراق به آلبانی آمدم.
زمانی که ما در عراق بودیم رژیم ایران توانست با تهدید و یا تطمیع برخی از اعضای خانواده‌های ما از جمله پدر من را علیه مجاهدین مورد سوء استفاده قرار بدهد. وی بعد از دیدارهایی که با من در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ در کمپ اشرف در عراق داشت در برگشت به کانادا بطور ناگهانی نزد مطبوعات و مقامات کانادایی مدعی شد که مجاهدین من را بزور و برخلاف میل خودم در کمپ اشرف نگه داشته اند و به اسم من وبلاگهای تبلیغاتی درست کرد و با انتشار عکسهای شخصی من در این وبلاگها و اعمال سایر فشارها قصد داشت من را به تسلیم و همکاری با رژیم ایران مجبور کند. وی در خدمت وزارت اطلاعات و دروغ پراکنی علیه من و مجاهدین تا آنجا پیش رفت که یک هیات از سوی دولت کانادا برای گفتگوی خصوصی و تکی رو در رو و انتقال من به کانادا چند مرتبه به کمپ اشرف در عراق آمد. من هر بار در دیدارهای خصوصی با هیات دولت کانادا انتخاب قلبی و داوطلبانه خودم که ماندن نزد مجاهدین بود را مطرح کردم.
بعد از اینکه من دیگر هیچ شکی نداشتم که مصطفی محمدی عاری از هرگونه علائق خانوادگی بطور شکنجه آوری من را وسیله کسب درآمد و انجام ماموریتهای وزارت اطلاعات ایران علیه مجاهدین قرار داده هر گونه ارتباط و دیدارم را نیز با او برای همیشه قطع کردم.
جهت اطلاع شما راهگشای حملات خونین و کشتار در کمپ اشرف همواره حضور مامورین وزارت اطلاعات رژیم ایران تحت عنوان خانواده در اطراف کمپ اشرف بود که با بکارگیری ۳۲۰ بلندگوی قوی بطور ۲۴ ساعته علیه ما شعار پخش کرده و مورد شکنجه روانی قرار داده و مامورین عراقی را برای حمله به کمپ ترغیب میکردند. مصطفی محمدی نیز همواره در این شکنجه روانی ساکنان اشرف حضور داشت و بنا به گفته بقیه مامورین که در بلندگوها پخش میشد وی سرپرستی آنها را نیز بعهده داشت.
من صفحه های پاسپورت کانادایی مصطفی محمدی که با آن به عراق تردد میکرد را برای شما ضمیمه کرده‌ام. در حالی که وی سیتی‌زن کانادا است و باید در کانادا ویزای عراق میگرفت، اما مشاهده می‌کنید که ویزاها تماما در ایران صادر شده است و نشان میدهد که حضور وی در عراق برای توطئه‌هایی بود که توسط رژیم ایران پشتیبانی می‌شده است.
من تمامی سرگذشت خودم و تلاشهای مصطفی محمدی برای سوءاستفاده از من که کشتار ساکنان اشرف و لیبرتی را از جانب رژیم ایران مشروعیت می‌بخشد در کتابی تحت عنوان ” پایانی بر یک توطئه” منتشر کرده ام که روی سایتهای متعدد و از جمله در آدرسهای زیر کتاب به زبان فارسی و ترجمه انگلیسی آن قابل دریافت است:
یو آر ال کتاب در سایت فارسی ایران افشاگر:
http://www.iran-efshagari.com/wp-content/uploads/2017/06/payany-bar-dastan-yek-taote-eh.pdf
یو آر ال کتاب در سایت انگلیسی زبان ایران پروب:
http://iranprobe.com/books-publications/books-reports/an-end-to-a-conspiracy-by-somayeh-mohammadi.html
حضور مصطفی محمدی در آلبانی برای من بسیار نگران کننده است. این نگرانی برای خودم نیست بلکه نگران امنیت و سلامتی دوستان مجاهدم در آلبانی هستم. حضور او نشان میدهد که رژیم ایران در صدد توطئه و طرحهای شیطانی بیشتر علیه ما در آلبانی است. شکی ندارم که این رژیم مانند گذشته با شیطان سازیهایی از قبیل این که مجاهدین اجازه دیدار من و مصطفی محمدی را نمیدهند و یا اینکه من در ۳۸ سالگی برخلاف میلم با مجاهدین هستم برای ضربه زدن به امنیت و نقض حق حیات ما زمینه سازی میکند.
لذا در خواست دارم با توجه به اینکه در هفته گذشته قصد رژیم برای عملیات تروریستی علیه مجاهدین در پاریس برملا شد و مامورین آن از جمله یک دیپلمات آن دستگیر شد، شما با هر چه اخراج سریعتر مصطفی محمدی از آلبانی زمینه اقدامات بعدی رژیم ایران را کور کنید.
با احترام
سمیه محمدی
۸ ژوییه ۲۰۱۸

نامه سمیه محمدی به سفیر فرانسه در عراق- ۲۱ ژوئن ۲۰۱۵

M. Marc Baréty,
Ambassadeur de France à Bagdad
info@ambafrance-iq.org
cad.bagdad_amb@diplomatie.gouv.fr
آقای سفیر
من این نامه را از کمپ لیبرتی که درمنطقه فروگاه بین المللی بغداد واقع شده است برای شما مینویسم تا از طریق شما دولت فرانسه را از توطئه رژیم ایران که تلاش میکند فرانسه را در گیر مشروعیت بخشیدن به سرکوب و کشتار ساکنان کمپ لیبرتی بنماید، مطلع کنم.
روز ۱۸ ژوئن ۲۰۱۵ وب سایتهای وزارت اطلاعات بدنام رژیم ایران عکسهای فردی شناخته شده بنام مصطفی محمدی، مامور وزارت اطلاعات ایران با آقای برنارد پواگنان که وی را مشاور ارشد رییس جمهور فرانسه میخواندند منتشر کردند. این وب سایتها گفتند ملاقات در کاخ الیزه انجام شده است و بعد از توضیحات مصطفی محمدی از جمله اینکه دخترش ] یعنی من [ به زور و اجبار مجاهدین در عراق نگهداشته شده است و مجاهدین به وی اجازه دیدار خانوادگی نمیدهند، به شدت تعجب این مقام بالای الیزه را برانگیخت و وی گفت که کاخ الیزه پرونده را مورد پیگیری قرار خواهد داد و با آقای مصطفی محمدی در تماس خواهد بود
عکسهای منتشره از این دیدار که دریکی از این وب سایتها ی وزارت اطلاعات به آدرس زیر آمده است را برایتان ضمیمه کرده ام. http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/179-2015-06-18-00-14-47
متاسفانه مصطفی محمدی پدر من میباشد که ملیت ایرانی دارد و اکنون سیتی زن کانادا است. من در سال ۱۹۹۸ به تشویق پدر و مادرم جهت تلاش برای رسیدن به آزادی و دمکراسی در ایران به مجاهدین پیوستم و به کمپ اشرف در عراق آمدم. برادرم نیز سپس با تایید پدرو مادرم به من محلق شد. بعد از جنگ ۲۰۰۳ و اشغال عراق توسط امریکا، رژیم ایران امکان مانور بسیار بیشتری در عراق پیدا کرد و توانست با تهدید و یا تطمیع برخی از اعضای خانواده های ساکنان آنها را علیه مجاهدین مورد سوء استفاده قرار بدهد. در همین دوران من متوجه شدم که پدرم توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران به خدمت گرفته شده است و با سفرهای مکرر به عراق و دیدار با من و اقامتهای طولانی در اشرف با فشار روی من اصرار داشت که اشرف را ترک کنم. من که متوجه شدم وی قبل اینکه پدری با احساسات خانوادگی برای من باشد تبدیل به آلت دست وزارت اطلاعات شده و از من برای کمک رسانی به اهداف رژیم ایران و کمپین شیطان سازی مجاهدین سوء استفاده میکند دیگر با او دیداری نکردم
من صفحه های پاسپورت کانادایی مصطفی محمدی که با آن به عراق تردد میکرد را برای شما ضمیمه کرده ام. در حالی که وی سیتی زن کانادا است و باید در کانادا ویزای عراق میگرفت اما ویزاها تماما در ایران صادر شده است و نشان میدهد که حضور وی در عراق برای توطئه هایی بود که توسط رژیم ایران پشتیبانی میشده است. (ضمیمه ۲) این درحالی است که خانواده های ساکنان اشرف و لیبرتی که از ایران برای بازدید اقوام خود به اشرف آمدند مانند علی صارمی و جعفر کاظمی بمحض بازگشت به ایران دستگیر وشکنجه و اعدام شدند. حتی در سال ۲۰۰۹ که ۱۹ نفر از خانوادهها قصد آمدن به عراق داشتند , در فروگاه تهران دستگیر کرده و به شکنجه گاهها منتقل شدند و برخی از آنها هنوز در زندان هستند.
شما احتمالا بخوبی با کیس خانم زهرا کاظمی عکاس کانادایی ایرانی تبار آشنا هستید که در سال ۲۰۰۳ با پاسپورت سیتی زنی کانادایی به ایران رفت و در آنجا دستگیر و بعد زیر شکنجه به قتل رسید. در همان زمان عفو بین الملل و دولت کانادا موضعگیریهای متعدد به عمل آوردند و ا گر مایل باشید میتوانم برایتان ارسال کنم.
آقای سفیر، برای اطلاع از حقایق از آنجا که ما در لیبرتی در زندان هستیم و دولت عراق اجازه تردد به بیرون از کمپ را به ما نمیدهد . لطفا شما از طرف سفارت دنبال من بفرستید تا من به نزد شما در سفارت بیایم و یا نماینده ای از طرف خودتان به کمپ لیبرتی بفرستید تا من بتوانم حقایق را حضورا بگویم و شما ببینید که چگونه رژیم ایران با استفاده از مصطفی محمدی و نمونه های مشابه تلاش میکند تا زمینه کشتار مجدد ما را فراهم کند. مقامات و ارگانهای فرانسوی نباید آلت دست اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس که تا بحال مرتکب شش حمام خون علیه ما در اشرف و لیبرتی شده است، بشوند. از شما میخواهم که مقامات ذیربط در فرانسه را از این توطئه کثیف رژیم ایران مطلع سازید.
من همچنین تمامی سرگذشت خودم و تلاشهای مصطفی محمدی برای سوء استفاده از من که کشتار ساکنان اشرف و لیبرتی را از جانب رژیم ایران را مشروعیت بخشد درکتابی تحت عنوان ” پایانی بر یک توطئه” منتشر کرده ام که روی سایتهای متعدد و از جمله در آدرس زیر ترجمه انگلیسی آن قابل دریافت است:
http://www.mojahedin.org/links/books/940112_AnEndtoaConspiracy.pdf
با تشکر و احترام
سمیه محمدی
کمپ لیبرتی – عراق
۲۱ ژوئن ۲۰۱۵
رونوشت
ویلیام بوردون وکیل ساکنان لیبرتی
محمد محدثین نماینده ساکنان لیبرتی در خارج از عراق
در این رابطه بیشتر بخوانید 

۱۳۹۷ فروردین ۲۶, یکشنبه

چرا میگویم مصداقي تواب تشنه به خون مزدوراطلاعات ملاها - یک سند مستند

http://bit.ly/2DfRy8Z
مصداقي تواب تشنه به خون مزدوراطلاعات ملاها 
سينه چاک ملاها 
 لطفا افشا کنيد
    بلندگوهاي دشمن را افشاکنيد 

کمیسیون‌امنیت – تواب تشنه به خون، عصا کش خائن خود فروخته

  افشا ایرج مصداقی -پنج شنبه, ۰۲ مرداد ۱۳۹۳ ۱۲:۳۴ –
سند انکار ناپذیر همکاری با اطلاعات بدنام آخوندها برای شستن دست دژخیمان در جنایت علیه بشریت در اشرف
تشبثات مجدد رژیم برای نسبت دادن قتل خائن خود فروخته (مسعود دلیلی) به مجاهدین از طریق یک مزدور مستعمل ایرج مصداقی
پس از جنایت بزرگ علیه بشریت در ۱۰ شهریور ۹۲ در اشرف، حکومت آخوندی و دست نشاندگان عراقی که جرأت به عهده گرفتن جنایت هایشان را نداشتند، به سناریوی مبتذل ”تصفیه و درگیری درونی“ و ”مرگهای مشکوک در درون مجاهدین“ روی آوردند. تلویزیون شبکه یک رژیم در همان روز ۱۰ شهریور به نقل از خبرنگارش در بغداد اعلام کرد ”موضوعی که در اردوگاه اشرف رخ داده یک نوع تصفیه درونی بوده“ است. تلویزیون رژیم به نقل از پاسدار دانایی فر سفیر آخوندها در عراق ادعا کرد که همه چیز نشاندهنده ” اختلافات شدید “ در میان مجاهدین است و طرفهای عراقی هم گفته اند که درگیری با مجاهدین نداشتند و ” عامل حمله یی در اردوگاه اشرف نبودند“.
خبرگزاری جهاد دانشگاهی رژیم (ایسنا) نیز در ۲۰ شهریور ۹۲ به نقل از ”منبع عراقی“ خبر داد که مجاهدین ” بر اساس سوابق قبلی در تصفیه فیزیکی اعضا از فرصت بدست آمده برای خونریزی بیشتر استفاده کرده و اعضای خود را برای استفاده تبلیغاتی و مظلوم نمایی به قتل رسانده اند“. این در حالی بود که پاسدار قاسم سلیمانیپاسدار ، سرکرده نیروی تروریستی قدس، در ۱۲ شهریور در مجلس خبرگان ارتجاع تصریح کرده بود که آنچه در اشرف واقع شد ” مهمتر از حملة مرصاد بود“ .
به گزارش خبرگزاری رویتر در ۵ آذر ۹۲، یک مقام ارشد حکومت عراق گفت ”نزاعی در بین نفرات این کمپ وجود داشته و برخی از مهاجمان از داخل کمپ بوده اند. سناریوی دیگر این است که ۷ نفر مفقود پشت این حمله بوده اند“. لازم به یادآوری است که حکومت عراق در نخستین روز حمله به اشرف، آن را به کلی منکر شده و اعلام کرد”هیچ سرباز عراقی وارد اشرف نشده و انفجارها ناشی از اصابت گلوله های خمپاره به بشکه نفت یا گاز بوده است “ (خبرگزاری فرانسه-اول سپتامبر۲۰۱۳)
سناریو سازی های مبتذل و تشبثات زنجیره ای و متداخل رژیم آخوندی و حکومت عراق برای پوشاندن حقایق و گریز از پیامدهای جنایت علیه بشریت در اشرف، به تفصیل در گزارش مستند ارتش آزادیبخش ملی ایران آمده است. این گزارش پس از تکمیل در اوایل دیماه ۹۲ با ذکر تمام جزئیات به اطلاع هموطنانمان رسیده است. در فصل نهم گزارش، نقش یک خائن خود فروخته در حمله به اشرف که دو سال قبل از واقعه خود را به نیروهای عراقی و رژیم تسلیم کرده بود، بر ملا می‌شود.
گزارش مستند ارتش آزادیبخش، هم‌چنین به صورت کتابی در ۵۵۰ صفحه با صدها عکس و سند منتشر شده و در گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس در ۶ تیر ماه ۹۳ در اختیار علاقمندان قرار گرفت.
قبل و بعد از این گردهمایی، که به واقع لشکرکشی عظیم سیاسی و بین المللی علیه رژیم بود، حکومت آخوندی و اطلاعات بدنام آن به ”پاتک“ های خاص خود مبادرت کردند از جمله به‌راه انداختن دادگاههایی که به گفته خبرگزاری نیروی تروریستی قدس قرار است در سراسر کشور” با محوریت جنایات و ترورهای“ مجاهدین، برگزار شود (تسنیم -۲۴/۴/۹۳ ). چرا که ”سازمان منافقین و فرقه رجوی خطر جدی برای نسل جدید می‌باشد. دشمن همیشه دشمن است و نسل جدید می‌تواند از تبلیغات سوء؛ تأثیر پذیرد پس باید به جوانان هشدار داد که گول ظاهر فریبنده این فرقه‌ها را نخورند“(افکار نیوز- ۱۹/۲/۹۳).
در این میان، اطلاعات آخوندها تشبثات شکست خورده و سناریوهای مبتذل پیشین درباره قتل عام اشرف را از سر گرفته و منجمله مزدور مستعمل ایرج مصداقی را بار دیگر به میدان فرستاده است تا به بازنشخوار لجن پراکنیهای وزارت بدنام علیه مقاومت ایران بپردازد. ترهّات وزارت پسند، سریعاً در همان روز ۲۸ تیر در یک سایت دیگر وزارت اطلاعات (اینترلینک) منعکس شده است.
مزدور مزبور در نقش مبتذل کارآگاه نظام ، از جمله به بازسازی این سناریو می پردازد که مجاهدین خودشان ”مسعود دلیلی داخل“ را که ”محافظ مخصوص رهبری“ بوده و ”در طرح های امنیتی ویژه، نقش حفاظتی “ داشته است، در سپتامبر ۲۰۱۱ تحت عنوان عنصر ” بریده“ بیرون فرستاده اند. خبر آن را هم ”از طریق کانالهای مجاهدین با اهداف خاصی به رژیم منتقل“ و یکسال بعد ” در ۲۴ تیر ماه ۹۱ در سایت تابناک وابسته به محسن رضایی“ به چاپ رسانده اند!
جانی دالرِ واواک آخوندها در ”واکاوی“ مسخره و دیرهنگام خود، مدعی است که مجاهدین”سناریوی وحشتناکی را طراحی می‌کنند و در آن مسعود دلیلی را مزدور رژیم و خائن خود فروخته جا می زنند که پس از جدایی از مجاهدین نزد رژیم رفته و با توجه به شناختی که از اشرف داشته، یکان کماندویی رژیم را به محل آورده و تلفات بالایی را هم به سازمان تحمیل کرده است“. به‌همین خاطر ” مسعود دلیلی داخل به نوعی سرنوشتی مشابه سعید امامی داشت“ و همچنان که خامنه ای ” تصمیم به حذف سعید امامی گرفت“ در مورد حذف دلیلی هم آقای رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران تصمیم گرفته است! دلیلش هم این است که ”مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازة ورود به اشرف “ را داده اند ، ” تعداد کشته شده های مجاهد را ۵۲ نفر اعلام کردند “ و ” با صحنه سازیهای گوناگون ابتدا کوشیدند جنازة پنجاه و سوم را متعلق به یکی از کماندوهایی که به اشرف حمله کردند جا بزنند“.
برخلاف ادعای مزدور مستعمل، مجاهدین هیچ‌گاه از آمدن “یکان کماندویی رژیم“ به اشرف سخنی نگفته‌اند. این حرف دقیقا برای در بردن مالکی و استخبارات و مشاور امنیتی حکومت عراق ابداع و توسط پاسدار قاسم سلیمانی و اطلاعات آخوندها به مزدوران برون مرزی رژیم ابلاغ شده است .
این‌که مجاهدین، بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف داده اند، ادعای مالکی و مشاور امنیتی برای انکار جنایت در اشرف و کذب محض است. در این مورد نیز، مزدور مستعمل صرفاً خط و ابلاغیه پاسدار سلیمانی و اطلاعات آخوندی را پژواک می‌دهد. زیرا نیروهای عراقی در داخل اشرف بودند و اجازه گرفتن از مجاهدین در حالی‌که نفرات عراقی کنترل ورود و خروج را به‌دست دارند، موضوعیت پیدا نمی کند. وانگهی ۴۲ مجاهد باقیمانده در اشرف، شامل مجاهدان مجروح که در ساختمان مقر فرماندهی در قطعه ۵۲ گردآمده بودند، امکان عملی ممانعت از نیروهای تا دندان مسلح عراقی و رفتن این نیروها بر سر جنازه دلیلی را که در قطعه ۴۹ بود، نداشتند. ظهر یکشنبه ۱۰ شهریور ۹۲ نماینده سازمان ملل قصد ورود به اشرف را داشت و این نیروهای عراقی بودند که مانع شدند. این نماینده بعداز اقداماتی که در تماسهای دو ساعته با مقامهای بالاتر انجام داد، توانست وارد اشرف شود. نماینده سازمان ملل بر سر جنازه دلیلی حاضر شد و از جنازه عکس وفیلم گرفت. این کار قبل از این‌که مجاهدین بخواهند یا بتوانند به جنازه دست بزنند انجام شده است. هرکسی می داند که در چنین شرایطی نباید به جنازه مهاجم مقتول دست بزند زیرا اثر انگشت باقی می‌گذارد و حکومت عراق آن را دستاویز می‌کند. صحنه گرفتن عکس و فیلم از جنازه توسط نماینده سازمان ملل در گزارش ارتش آزادیبخش از تلویزیون پخش شده و در صفحه ۱۹۸ کتاب گزارش ارتش آزادیبخش هم آمده است. جنازه را در ساعت ۷ صبح روز دوشنبه ۱۱ شهریور، پلیس واکنش سریع عراق مستقر در اشرف با خود برده و این صحنه نیز در تلویزیون پخش و در کتاب گزارش ارتش آزادیبخش منعکس شده است.
بنابراین، رذالت پیشگی مزدور مصداقی مبنی بر این‌که ”مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف “ داده اند، صرفا مقدمه چینی برای این است که بگوید مجاهدین خودشان دلیلی را کشته و سپس صحنه سازی کرده اند.
این هیچ چیز جز رله کردن کلمه به کلمه سناریوی دیکته شده از سوی اطلاعات و نیروی قدس آخوندی به حکومت و مأموران عراقی برای شستن دستهای خود از پیامدهای جنایت بزرگ علیه بشریت در اشرف، نیست. حکومت مالکی برای فرار از پاسخگویی و تحقیقات بین المللی ادعا کرده است که مجاهدین بعد از یک روز به نیروهای عراقی اجازه ورود به اشرف داده اند!
اما تواب تشنه به خون به لیسیدن چنگالهای خونین حکومت عراق ادامه می‌دهد و در نقش کاسة داغتر از آش می نویسد: ” با توجه به تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق و دردست داشتن نمونة DNAساکنان اشرف، مقامات عراقی به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند“.
این دروغ مجرمانه صرفاً برای این ساخته شده تا چنین وانمود کند که کسانی که دلیلی را به راهنمایی نیروی مهاجم در اشرف گماشتند از هویت او بی اطلاع بوده و در کشتن و پوست کندن او نقشی نداشته اند، بنابراین، مجاهدین او را کشته اند و ” پس از گذشت ۱۱۰ روز به خاطر پافشاری دولت عراق مجبور به اعتراف شدند“.
داعیه ”پافشاری دولت عراق“ ، ”تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق“ و پی بردن به هویت دلیلی با ”در دست داشتن نمونه DNA“ که ایرج مصداقی مدعی آن است ، هیچ چیز جز اثبات مزدوری و اجرای مأموریت برای اطلاعات آخوندی نیست.
در همین راستاست که می نویسد: ”مأموران رژیم چه نیازی به قتل مسعود دلیلی در اشرف و سوزاندن او داشتند؟“. سپس به مجاهدین حواله داده و می‌گوید ” آیا منطقی تر نیست به این سناریو فکر کنیم که عاملان سوزاندن چهره مسعود دلیلی گلوله و مواد منفجره و نارنجک در اختیار نداشتند؟“
کارآگاه نظام ، جواب مقدر این سؤال را هم در آستین دارد و می نویسد:” بنا به تصدیق شاهدان و کسانی که سابقة حضور در اشرف را دارند ، شلواری که پای اوست شلوار یشمی رنگ یکان هوایی مجاهدین است. مهاجمان شلوار سیاهرنگ به تن داشتند او کفش ورزشی سفیدرنگ به پا دارد که اعضای مجاهدین در پادگان اشرف استفاده می کردند و هم‌چنین کمربندش چرمی و معمولی است“. این، در حالی است که ، هم‌چنان‌که در تصاویر پیداست و مقامات آمریکایی و سازمان ملل هم در جریان هستند، شلوار سیاهرنگ دقیقاً همان شلوار نیروهای سوات مالکی است. کفش هم دقیقاً متناسب با ماموریت انتخاب شده و مطلقاً ربطی به کفشهای ” ورزشی سفیدرنگ اعضای مجاهدین“ در اشرف ندارد.
تردیدی نیست که شاهدان  ایرج مصداقی و کسانی که به ادعای او در اشرف بوده اند، هیچ کس جز تعداد دیگری از مأموران و مستخدمان اطلاعات نظیر خودش نیستند. از قبیل همان مستخدمانی که ” نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق“ خود را به مالکی به‌خاطر قتل عام مجاهدین دراشرف تقدیم کردند و به او نوشتند: ” ما می خواهیم با هماهنگی و همکاری یونامی و سازمان ملل و سفارتخانه های کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جدا سازی بدنة سازمان از رهبری و اعلام انحلال این تشکیلات تلاش لازم مبذول گردد“ (روزنامة حکومتی الصباح الجدید در عراق ۱۷ مارس ۲۰۱۴- سایت وزارت اطلاعات به نام اینترلینک ۱۵ اسفند۹۲ ).
اسناد امضا شده توسط جانشین نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد و رئیس حقوق بشر یونامی در عراق بعد از آمدن آنها به اشرف و دیدن وضعیت از نزدیک که با خط خود گواهی کرده اند پیکر ۵۲ نفر شهیدان مجاهد را رویت و تحویل گرفتند( صفحات ۱۴۴و ۲۰۷ کتاب گزارش)، و سند پزشکی قانونی عراق به تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۱۳ (۱۷ شهریور ۹۲) که به وضوح نشان می‌دهد حکومت عراق خائن خود فروخته را تحت عنوان ” مجهول الهویه“ به عنوان نفر پنجاه و سوم قالب کرده است (صفحات ۲۰۴ و ۲۰۵ و ۲۰۶)، جای هیچ شک و شبهه باقی نمی گذارد . مگر آن که کسی ریگ وزارت اطلاعات در کفش داشته باشد.
حرص و ولع تواب تشنه به خون برای متهم کردن مجاهدین به قتل دلیلی، صرفاً دلیل مضاعف بر همکاسگی با اطلاعات آخوندی و اجرای مأموریت توسط اوست.
در سند رسمی تحویل‌گیری پیکرهای شهیدان آمده است: «بر اساس توافق بین نمایندگان ساکنان اشرف با یونامی، ۵۲جسد شهید که در قتل عام روز اول سپتامبر با شلیک گلوله به قتل رسیدند در حضور آقای فرانچسکو موتا، رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در تاریخ ۲سپتامبر ۲۰۱۳ تحویل داده شد که تا زمانی که یک ناظر بی‌طرف بین المللی برای کالبد شکافی حاضر شود، در سردخانه بعقوبه نگهداری شوند». سؤال این است که حکومت عراق چرا و برای پنهان کردن چه چیزی جنازه را از سردخانة شهر بعقوبه بدون اطلاع و حضور نمایندة سازمان ملل خارج کرده و چرا بدون ناظر بی‌طرف بین المللی ،کالبد شکافی کرده است؟ تردیدی نیست که جنازه می‌توانست سرنخ برملا شدن حقایق و طرح و برنامه یی باشد که مأمورانی از قبیل  ایرج مصداقی در آن به کار گرفته شده اند.
ایرج مصداقی می نویسد: ”مجاهدین در تبلیغاتشان مدعی هستند کماندوهای عراقی حمله به اشرف را انجام دادند و حتی کسانی را که به اسارت بردند در عراق نگهداری می‌کنند. اما توضیحی نمی دهند چرا مقدار ناچیزی پول ایرانی در کنار جنازه مسعود دلیلی قرار دارد؟ آیا ریال پول رایج عراق است؟ آیا نحوه قرار گرفتن پولهای ایرانی و عکس خمینی که در لابلای پولها برجسته شده هدف خاص را دنبال نمی کند؟ “
پس تا وقتی که مجاهدین اشرفی نتوانند توضیح بدهند که پول ایرانی در نزد کسی که در ایران بوده چه می کند، از نظر ”واکاوِ واواک“، این یک ادعای تبلیغاتی است که نیروهای مالکی حمله را انجام داده اند و نباید”کماندوها“ی محترم عراقی را متهم کرد بلکه باید یقه مجاهدین و مسئول شورا را گرفت!
این همان سناریوی دژخیمان و طراحان حمله است تا طبق آن بعدا در یک دوبله خوری آخوندی امثال ایرج مصداقی را به خونخواهی دلیلی بفرستند.
اما آنچه بادکنک مزدور مستعمل را فی الفور می ترکاند، این است که اگر به‌واقع قتل و پوست کندن صورت دلیلی، چنان‌که ایرج مصداقی ادعا می کند، کار مجاهدین بوده و طراحان و عاملان حمله به اشرف حتی از هویت دلیلی هم بی اطلاع بوده اند؛چرا رژیم آخوندی وحکومت عراق باید از جنازة دلیلی که در بافته های ایرج مصداقی و اطلاعات آخوندی سند جرم مجاهدین است، به این سادگی بگذرند و بعد از افشای قضیه در گزارش ارتش آزادیبخش، آن را مخفیانه دفن کنند؟
اگر اراجیف مزدور مستعمل و کارفرمایان وزارتی علیه مسئول شورا و مجاهدین و اعضای شورای ملی مقاومت در اشرف، موضوعیت و ذره یی ارزش می داشت و اگر حکومت عراق و اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس چیزی برای پنهان کردن نداشتند؛
-باید هیأت بین المللی تحقیق را که مقاومت ایران، دولت آمریکا، اتحادیة اروپا، کنگرة آمریکا، پارلمان اروپا، عفو بین الملل، کلیسا، شخصیتهای سیاسی ، وکلا و حقوقدانان از سراسر جهان بارها و بارها درخواست کرده اند، می پذیرفتند.
-باید به خانواده های شهیدان و نمایندگان رسمی و قانونی آنها که در ۱۵۰نامه و ۶۹ گزارش روزانة لیبرتی و صدها مراجعه و تماس و ملاقات با مقامهای عراقی و آمریکایی و ملل متحد در لیبرتی، واشینگتن، ژنو، نیویورک و بروکسل، خواستار تحویل پیکر شهیدان شدند، پاسخ مثبت می‌دادند (دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران-۴ اسفند ۱۳۹۲).
-باید به خبرنگاران و وکلا اجازه می دادند، هم‌چنان‌که مجاهدین می‌خواستند، وارد اشرف شوند.
– باید همین سؤالاتی را که امروز اطلاعات آخوندها از طریق مزدور مستعمل روی میز گذاشته، آن‌روز قبل از دفن جسد به‌عمل می آوردند.
راستی چرا حکومت عراق تا زمان کالبد شکافی و حتی دفن جنازه ، باز هم از آوردن اسم خائن خود فروخته پرهیز دارد و او را کماکان ”مجهول الهویه “ تلقی می کند؟ مگر کارگردانان، به مصداقی نگفته بودند ”با توجه به تحقیقات صورت گرفته از سوی دولت عراق و در دست داشتن نمونة DNAساکنان اشرف، مقامات عراقی به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند“؟!
از این گذشته ، دولت عراق که تا کنون هویت دلیلی را اعلام نکرده، چگونه می‌تواند، به ادعای مزدور مصداقی، به مجاهدین فشار بیاورد و آنها را مجبور به افشای مأموریت دلیلی درگزارش ارتش آزادیبخش کرده باشد؟!
سوزش وزارت بدنام از افشا و درهم شکسته شدن سناریو و طرح و برنامه یی که با کشتن و پوست کندن خائن خود فروخته در کار بود، پنهان کردنی نیست. سفید سازی دلیلی توسط مصداقی نیز بی دلیل نیست.
نسبت دادن قتل خائن خودفروخته به مجاهدین جای خود دارد، اطلاعات آخوندی از این پیشتر، از طریق مزدوران تمام سوختة خود، ترور دکتر کاظم رجوی و خواهر مجاهد فائزه رجبی را هم به خود مجاهدین نسبت می داد.
حال اگر ایرج مصداقی ازهمزاد خود فروخته خود، دفاع و سفید سازی نکند؛
اگر نگوید که مجاهدین او را به ایران فرستاده و بعداً برگردانده و در اشرف کشته اند؛
اگر منکر دستخط و امضای مسعود دلیلی داخل که ارتش آزادیبخش منتشر کرده نشود؛
اگر با ابتذال وسخافت، چند تکه کاغذ بدون امضا را از کلاه شعبده تحت عنوان دستخط های ۳۰ سال پیش دلیلی برای زدن زیرآب دهها و صدها دستخط و امضاهای او طی سالیان در سازمان مجاهدین خلق ایران، رو نکند؛
توبرة چرندیات و خورجین خزعبلات از هم می درد و او دیگر مصرفی برای اربابان وزارت ندارد.
او سال گذشته بر آن بود تا طبق نوشتة خودش از بریدگان مجاهدین ” بزرگترین سازمان سیاسی خارج ازکشور“را تشکیل بدهد(!) اکنون پس از یک سال به ”تغییرات از درون نظام“ چشم دوخته و می‌نویسد: ” وجود مسائل و مشکلات متعددی در اپوزیسیون رادیکال [بخوانید اپوزیسیون برانداز و خواهان سرنگونی رژیم ولایت فقیه]، موجب استمرار بقای نظام جمهوری اسلامی از یک طرف و بی اعتمادی بخش قابل توجهی از مردم به اپوزیسیون و چشم دوختن به تغییرات از درون نظام شده است“.
باد و بلوف سفیهانه در باره ”استمرار بقای نظام“ به‌خاطر” مشکلات متعددی در اپوزیسیون رادیکال“ و سخن گفتن بچگانه به نمایندگی از ”بخش قابل توجهی از مردم“ که کرم مرداب را هم به خنده می‌اندازد، نمی تواند ناشیگری در روکردن دست را بپوشاند.
آن روی سکة وزارتی تشکیل ” بزرگترین سازمان سیاسی خارج کشور(!)“ از بریدگان مجاهدین ،به‌طور قانونمند چشم دوختن و سر درآوردن از میانة رژیم است. تجسس و جاسوسی وقفه ناپذیر برای دست یافتن به مسئول شورای ملی مقاومت لازمة همین شیرجة ”میانه روانه“ به اندرون نظام است تا از دست دشمن اصلی خود خلاص شوند. ارجاع دادن خلایق به ”درون نظام “ ولایت فقیه، طرح و برنامة همین رژیم و مزدوران گوناگون وزارتی و هدف اصلی چرندبافی و اکاذیب پیشین و غایت همة پشت هم اندازیها وجفتک پرانی و لجن پراکنی بر ضد خط سرنگونی است.
به همین خاطر بود که تلویزیون شبکة یک رژیم در ۳۱ اردیبهشت۹۲ به استمالت از مزدور کمربسته پرداخت و اعلام کرد : ”یکی از اعضای ارشد پادگان متروکه اشرف که حالا با گروهک تروریستی منافقین زاویه پیدا کرده است راز بزرگی را فاش می‌کند. این فرد که ایرج مصداقی نام دارد با نگارش مقاله ای به نام مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی از اعضای اصلی گروهک منافقین در سال ۸۸ فیلمهایی را یادآوری می‌کند که در اشرف با حضور اعضای منافقین ضبط شده و به‌نام تصاویر اغتشاشات عاشورای ۸۸ شهر مشهد منتشر شده است“.
همزمان، مزدور در هم شکسته ابراهیم خدابنده از داخل اطلاعات آخوندی و ”دانشگاه اوین“ در سایت شناخته شدة وزارت بدنام (نجات ۳۰ اردیبهشت۹۲) نوشت: ”نامة افشاگرانة نسبتا طولانی آقای ایرج مصداقی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق به رهبر این سازمان مسعود رجوی “را ”به آقای مصداقی تبریک می‌گویم و.. به نوبة خود از ایشان قدردانی می‌کنم “.
در همین ”تبریک“، سؤالات ممتحن ”دانشگاه اوین“ که مصداقی رله کننده و پژواک یکایک آنهاست، این بود که ” آیا این سازمان یک نیروی اصیل اپوزیسیون جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؟ آیا رهبری این سازمان به اصول استقلال و آزادی انقلاب مردم ایران پایبند است؟ آیا در داخل این سازمان ذره یی روابط دموکراتیک برقرار می باشد؟ آیا رهبر این سازمان مسعود رجوی واقعا یک رهبر سیاسی محسوب می‌شود؟ آیا رهبر این سازمان انتقاد پذیر است و ظرفیت مخالفت را دارد؟ آیا اعضای سازمان حداقل در برخی زمینه ها حق انتخاب دارند؟ آیا به همان سادگی که می‌شود عضو این سازمان شد می‌توان از آن جدا گردید؟ آیا کسانی که به هر طریق عضو این سازمان می‌شوند از پیش نسبت به همة ضوابط و نحوة اداره و مناسبات درونی آن آگاهی دارند؟ آیا می‌شود با این سازمان و مسعود رجوی مخالفت کرد و مزدور وزارت اطلاعات ایران نامیده نشد؟ آیا …آیا…
پاسخ من و بسیاری دیگر که از این سازمان[در دانشگاه اوین!] جدا شده اند به این سؤالات و از این دست پرسشها قطعا منفی است و اگر چنین است باید با همین مفروضات با آن تنظیم رابطه کرد. من بر اساس تجربه و مطالعه ۱۰ سال گذشته [در دانشگاه اوین!] قویا باور دارم که اگر در ذهن ذره یی شکاف در این خصوص موجود باشد و احیاناً کوچکترین تصوری در این رابطه که شاید جواب یک یا چند سؤال مشابه آنچه ذکر شد می‌تواند به میزانی مثبت باشد قطعا قافیه را باخته ایم…“ (سایت نجات،وزارت اطلاعات-مزدور ابراهیم خدابنده ۳۰ اردیبهشت۹۲).
مزدوران قطعا قافیه را باخته اند . روز بزرگ عدالت و قانون برای دژخیمان و مزدوران وزارت شکنجه و کشتار نیز، قطعا فرا می رسد .
سند ضمیمه، سند رسمی کالبدشکافی جنازه ”مجهول الهویه“ به تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴ در پزشکی قانونی عراق، سند نحوه قتل وهم‌چنین تعیین تکلیف پوشاک خائن خودفروخته و در عین حال سند انکارناپذیر یاوه گویی و مزدوری تواب تشنه به خون است.
سند پزشکی قانونی به روشنی نشان می‌دهد که تواب تشنه بخون، نکته به نکته سناریوی وزارت اطلاعات را پژواک داده است.
مدیریت پزشکی قانونی عراق در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴ یعنی ۱۸۰ روز بعد از جنایت؛
-برخلاف مزدور مصداقی، که مدعی است ”مقامات عراقی“ با در دست داشتن نمونه DNAساکنان اشرف ”به هویت مسعود دلیلی به عنوان یکی از ساکنان اشرف پی بردند “ ، کماکان از جنازه او به عنوان ”مجهول الهویه“ نام می‌برد.
-برخلاف مزدور مصداقی، که مدعی است ”شلواری که پای اوست شلوار یشمی رنگ یکان هوایی مجاهدین است“، تصریح می‌کند پوشاک دلیلی”شلوار سیاه و پیراهن سربی و زیرپوش سفید و سیاه و جورابهای سربی رنگ( متعلق به پلیس) “ بوده است.
-برخلاف مزدور ایرج مصداقی، که مدعی است ”عاملان سوزاندن چهرة مسعود دلیلی گلوله و مواد منفجره و نارنجک در اختیار نداشتند“، تصریح می‌کند که ”علت مرگ، پارگیها و خونریزیها بر اثر اصابت گلوله های نفوذ کرده“ و پوست کنده شدگیهای روی بدن ” غیر بیولوژیک“ یعنی بعد از شلیک گلوله ها و مرگ صورت گرفته است.
به وضوح پیداست که همان دژخیمانی که به خائن خودفروخته لباس ویژة پلیس عراق پوشاندند و برای انجام مأموریت و کشتار مجاهدین به اشرف فرستادند، او را ، پس از مصرف، با ۳ گلوله کشتند و صورتش را هم پوست کندند.
کمیسیون امنیت و ضد تروریسم
اول مرداد ۹۳
ترجمة سند پزشکی قانونی عراق به تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
جمهوری عراق
وزارت بهداری
( دفتر وزیر)
انستیتو پزشکی قانونی
شماره : ۶۱۵۳
تاریخ : ۲۷ /۲/۲۰۱۴
شماره فنی: ۱۴۴۴۴ در ۸/۹/۲۰۱۳
به / مرکز پلیس کمپ عراق جدید
عطف به نامه درخواست کالبدشکافی شماره ۶۹۴۸ در تاریخ ۲/۹/۲۰۱۳ ، ذیلاً گزارش کالبدشکافی پزشکی قانونی مربوط به متوفی ( مجهول الهویه ) آمده است. خواهشمندیم از آن مطلع شوید… با سپاس
ملاحظه: این گزارش را در داخل پاکتی که مهر وموم شده است برای شما میفرستیم.
امضا
از طرف/ دکتر منجد صالح الدین علی رضا
مدیر انستیتو پزشکی قانونی
دکتر خالد مجید لفته
پزشک قانونی مشورتی
۲۰ / ۲/ ۲۰۱۴
گزارش کالبد شکافی پزشکی قانونی
من امضا کننده زیر ” کمیته پزشکی” اقدام به معاینه پزشکی قانونی جهت کالبدشکافی جسد ( مجهول الهویه) در ساعت ۰۸ صبح روز ۸/ ۹/ ۲۰۱۳ نمودم ونتیجه به شرح زیر بود:
توصیف بالینی جسد:
سن: ………….. جنس: مرد قد: ۱۶۵ سانتیمتر رنگ پوست : گندمی رنگ موی سر: سیاه رنگ موی صورت :
چشمان : سیاه لکه های ناشی از مرگ: از بین رفته تورم جسد: متوسط هیکل: متوسط ترشحات ناشی از مرگ: از بین رفته پوشش: شلوار سیاه و پیراهن سربی و زیرپوش سفید وسیاه و جورابهای سربی رنگ ( متعلق به پلیس)
خال کوبی یا نشانه های منحصر به‌فرد : ………….
آسیب های خارجی
۱-محل ورود گلوله به صورت دایره یی شکل شماره (۱) به قطر نیم سانتیمتر روی گونة راست و محل خروج گلوله به صورت بیضی در ابعاد ۲×۱ سانتیمتر درسمت چپ لب بالا .
۲- محل ورود گلوله به صورت دایره یی شکل شماره( ۲) به قطر نیم سانتیمتر درسمت راست نوک پستان راست و محل خروج آن یک جراحت نامنظم به ابعاد ۵/۱ × ۱ سانتیمتر در پایین لبه بیرونی سمت چپ سینه
۳- محل ورود گلوله دایره یی شکل شماره ( ۱) به قطر نیم سانتیمتر در وسط سمت جلوی بازوی چپ ومحل خروج گلوله به صورت بیضی با ابعاد ۵/۱ × ۱ سانتی متردر پشت آرنج چپ.
۴- پوست کنده شدگیهای غیر بیولوژیک روی بدن [بعد از مرگ]
سر:
پوست سر: متورم و بدون آسیب
آرواره و چانه : بدون اثر شکستگی
جمجمه ومغز: متورم بدون آسیب
استخوانهای صورت: پارگی لب بالا ( درسمت چپ)
شانه واطراف آن: ……….
سینه ودیافراگم : خون جمع شدگی در دیافراگم به میزان زیاد
استخوان سینه: بدون اثر شکستگی
نای وقلب : پارگی ریه های راست و چپ
دو ریه و پوسته آن: ………………………
پرده دیافراگم شکم: ………………
شکم و داخل شکم: خون جمع شدگی در داخل به میزان زیاد
روده ها و طحال: پارگی طحال و روده ها و معده حاوی مایع تیره رنگ
معده و روده ها: ……………
کبد وطحال ولوزالمعده: ………….
دوکلیه و کبد: …………….
رحم ومتعلقات آن:
اعضای تناسلی :
ستون فقرات و استخوان لگن: پارگی بافتهای نرم ورگهای خونی آرنج چپ و در مچ چپ
دو طرف بالاتنه : ………….
دو طرف پایین تنه : ……………
آزمایشهای تکمیلی ونتایج آن و بررسیها:
نتیجه گیری:
۱- از اوصاف مشاهدات کالبدشکافی در جنازة متوفی ( مجهول الهویه) پیداست که علت مرگ، پارگیها و خونریزیها بر اثر اصابت گلوله های نفوذ کرده است.
۲- مسافت شلیک گلوله: با توجه به تورم متوسط موجود در جسد، امکان اظهار نظر در مورد فاصله شلیک کلیه گلوله ها وجود ندارد.
۳-سمت شلیک : اولی: پشت جلو- بالا پایین – راست چپ
دومی : پشت جلو – بالا پایین – راست چپ
سومی: پشت جلو – بالا پایین – کمی چپ راست
۴- با توجه به خروج گلوله های شلیک شده از جسد امکان اظهار نظر درمورد نوع و کالیبر سلاح مورد استفاده وجود ندارد.
محل امضا-عضو
محل امضا-عضو
محل امضا-رئیس کمیته
پزشکان انستیتوی پزشک قانونی
/ / ۲۰۱۴