۱۳۹۹ خرداد ۲۶, دوشنبه

مامور ه اطلاعات ملاها محجبه داخل کشوری وبی حجاب خارج کشوری آخوند پسند بتول سطلانی

آشنایی با ماموره مزدور اطلاعات ملاها با دوچهره محجبه داخل کشوری وبی حجاب خارج کشوری ملاپسند آخوند پسند




سرهنگ لئو مک گلاوسکی از فرماندهان آمریکایی حفاظت اشرف تا سال۲۰۰۸ بود که به توطئه‌های وزارت اطلاعات علیه اشرف و مجاهدین اشراف داشت. 

در زیر بخشی از سخنان افشاگرانه وی در مورد مزدور وزارت اطلاعات بتول سلطانی که در تاریخ۲۴مارس۲۰۱۲ در پاریس ایراد کرده بود آورده شده است.

سرهنگ لئو مک گلاوسکی:

«اما می‌توانم در مورد یک نفر به شما بگویم که ما از او خبر دریافت کردیم. او بتول سلطانی بود. اگر این نام را تابه‌حال نشنیده‌اید او ساکن اشرف بود و به ایران بازگشت. یکی دو ماه بعد من نصف شب از طریق ایستگاه‌های پلیس ما در خارج از اشرف یک تماس عجولانه تلفنی دریافت کردم که می‌گفت خانم سلطانی با پاسپورت ایرانی به عراق بازگشته است و او از طریق مترجم خودم گفت که او مجبور شده است که به عراق بازگردد تا خانواده‌اش در ایران امن بماند. او گفت از دست گروگان گیرانش در بغداد فرار کرده و می‌خواهد به کمپ اشرف بازگردد. بسیار خوب.

مدت کوتاهی بعد او دوباره در اشرف ظاهر شد. این بار با اعتراض به اینکه گویا همسرش در اشرف توسط اشرفی‌ها به‌زور نگهداری شده است. من شخصاً با همسر او مصاحبه کردم. همان‌طور که با هزاران نفر دیگر در اشرف به همراه خانواده‌های آن‌ها مصاحبه کرده بودم. او (سلطانی) حالا دیگر مأمور نیروی قدس و رژیم ایران بود. 

می‌توانم به شما بگویم که ساکنان اشرف آنجا هستند چراکه خواست آن‌ها همین است»….

۱۳۹۹ خرداد ۲۳, جمعه

قربانعلی حسین نژاد مأمور وزارت اطلاعات در خارج کشور



قربانعلی حسین نژاد از مأموران وزارت اطلاعات در خارج کشور



شبکه مزدوران وزارت اطلاعات
در خدمت اقدامات تروریستی علیه مجاهدین

در تاریخ اول آبان ۹۸ مدیرکل پلیس و مدیر ضد تروریسم آلبانی اعضای یک شبکه تروریستی علیه مجاهدین را افشا کردند؛ که از ایران توسط فرماندهان نیروی قدس اداره می‌شد. مزدوری به اسم علیرضا نقاش زاده و عبدالخالق ملک‌زاده بانام مستعار فرهاد که یک مأمور عملیاتی است در دو سال گذشته به‌طور مداوم با عبدالسلام تورگوت یک چهره شناخته‌شده در جنایات سازمان‌یافته در ترکیه در تماس بودند تا عملیات تروریستی را تحت امر نیروی قدس به اجرا دربیاورند. علیرضا نقاش زاده تحت پوشش خانواده برای جمع‌آوری اطلاعات لازم جهت این عملیات تروریستی مستمراً به آلبانی تردد می‌کرد. ترفند دیدار خانوادگی و عواطف خانوادگی یک شگرد شناخته‌شده رژیم باهدف ایجاد پوشش لازم برای اقدامات تروریستی علیه مجاهدین است که رژیم آن را به اشکال مختلف پیش می‌برد.
در مقاله حاضر می‌خواهیم به بررسی همین ترفند و مهره‌ها و اجزای تشکیل‌دهنده آن پرداخته و یکی از مستخدمین دستگاه اطلاعاتی امنیتی رژیم به نام قربانعلی حسین نژاد را ازنظر بگذرانیم.
«
ناصر رضوی» از مسئولان اطلاعاتی رژیم که بیش از ۳۰ سال عمر خدمتی‌اش را صرفاً در حوزه التقاط و به‌طور اخص در مبارزه با سازمان مجاهدین خلق طی کرده در کتاب استراتژی و دیگر هیچ که محصول ۷ جلسه گفتگو با اوست می‌گوید:

«مهم‌ترین کاری که ما کردیم، این بود که از توّاب ها و درواقع از ظرفیت خود سازمان، استفاده کردیم…».

این‌یک اصل یا ریل کار شناخته‌شده است که برای هر عملیاتی (چه عملیات نظامی، چه عملیات تروریستی) مرحله اول شناسایی سوژه است، برای شناسایی هم باید به سوژه نزدیک شد.
ازآنجایی‌که وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس نمی‌تواند با یونیفرم سپاه یا کارت شناسایی وزارت اطلاعات این کار را انجام بدهد نیاز به افرادی دارد که بقول آخوند فلاحیان ”پوشش” لازم را داشته باشند و اینجاست که به”پرچم دروغین” نیاز دارد و لذا به حربه خانواده متوسل می‌شود؛ که آخرین نمونه آن استفاده از مزدوری به نام علیرضا نقاش زاده است. در گزارش پلیس آلبانی این طرح که علیرضا نقاش زاده چگونه با پوشش دیدار خانوادگی به آلبانی می‌آمده و یا از بقیه خائنین و مزدوران مستقر در آلبانی اطلاعات لازم را جمع‌آوری می‌کرده مفصلاً افشاشده است. (تلویزیون تاپ چنل آلبانی – ۱ آبان ۹۸)
رژیم قبل از هر اقدام تروریستی به یک جنگ روانی برای شیطان سازی از سوژه که در اینجا مجاهدین و مقاومت ایران است نیاز دارد. طبیعی است که این شیطان سازی هم نیاز به موضوعات و محمل‌هایی دارد؛ محمل‌هایی از قبیل دلسوزی برای عواطف خانوادگی یا دیدار خانوادگی مجاهدین، عدم دسترسی مجاهدین به دنیای آزاد و یا یاوه‌هایی از قبیل این‌که اعضا را به‌زور در سازمان نگه‌داشته‌اند یا دلسوزی برای اعضا که به اینترنت و موبایل دسترسی ندارند و

جدیدترین نمونه شیطان سازی:

در تاریخ ۲۷ مهرماه ۹۸ چهار نفر از مزدوران شبکه اطلاعاتی و تروریستی نیروی قدس با مراجعه به سفارت آلبانی در فرانسه با تحویل نامه‌ای با امضای ۴۶ نفر از اعضای شبکه اطلاعات آخوندی در اروپا، به دیدار رئیس‌جمهور آلبانی باخانم رجوی اعتراض کردند. در قسمتی از این نامه آمده است:

«مجاهدین مرتکب انواع نقض حقوق بشر در داخل تشکیلات خود در عراق و آلبانی شده‌اند که ازجمله آن‌ها زندان و شکنجه و قتل و شکنجه‌های روزانه روحی روانی افراد… و قطع ارتباط افراد با بیرون ازجمله با افراد خانواده و ممنوعیت و محدودیت هرگونه تماس و ارتباط و دیدار با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات و انواع کنترل‌ها و تعقیب و مراقبت‌ها برای صحبت‌های افراد باهم دیگر و طلاق‌های اجباری و ممنوعیت ازدواج و… را می‌توان نام برد». (قسمتی از نامه ۴۶ مزدور وزارت اطلاعات خطاب به رئیس‌جمهور آلبانی – ۲۷ مهر ۹۸)

قربانعلی حسین نژاد ؛ مأمور وزارت اطلاعات آخوندی در خارج کشور

قربانعلی حسین نژاد یکی از امضاکنندگان نامه ۴۶ مزدور به رئیس‌جمهور آلبانی است که نامه سفارشی وزارت اطلاعات علیه مجاهدین را در مراجعه به سفارت آلبانی به فرانسه به نیابت از سفارت رژیم تحویل داد. نامبرده پیش‌ازاین مأموریت توجیه مزدوران اعزامی به سیرک وحوش اطراف اشرف در هتل استقرار آن‌ها در بغداد را بر عهده داشت و در همکاری با نیروی تروریستی قدس بارها مستقیماً برای اجرای مأموریت جمع‌آوری اطلاعات و زمینه‌سازی قتل‌عام ۱۰ شهریور ۹۲ مجاهدان به اطراف اشرف اعزام گردید. تحویل اطلاعات لیبرتی و اشرف به دژخیمان مالکی برای حمله و هجوم و کشتار مجاهدین و مصاحبه با رسانه‌های حکومتی برای شیطان سازی از مجاهدین از دیگر وظایف او در عراق بود. به‌پاس این خدمتگزاری به فاشیسم مذهبی، وزارت اطلاعات او را برای ادامه مأموریت به اروپا اعزام کرد.
قربانعلی حسین نژاد در اردیبهشت ۹۱ خود را از طریق نیروی تروریستی قدس به رژیم آخوندی وصل کرد و لدی‌الورود مأموریت‌های محوله خود را استارت زد:

قربانعلی حسین نژاد، پس از طی مراحل تخلیه کامل اطلاعاتی، برای پرکردن حفره‌های اطلاعاتی تروریست‌های رژیم، مجدداً به‌صورت میدانی به‌کار گرفته شد تا حضوراً اطلاعات ارائه‌شده،‌ در مورد شهر اشرف را، تدقیق و پازل دشمنان مردم ایران علیه یک مقاومت خون‌چکان را تکمیل کند، اطلاعاتی که بعدها منجر به شهادت ۵۲ مجاهد قهرمان شد. در تاریخ ۳ مهر ۹۱، وزارت اطلاعات آخوندها، قربانعلی حسین نژاد را به همراه یک اکیپ از مزدوران دیگر این وزارت و نیروی تروریستی قدس، به اشرف برد. این مزدوران که توسط نیروی تروریستی قدس اسکورت می‌شدند، ابتدا به «مقر معین مجاهدین در اشرف» که در جریان حمله ۱۹ فروردین ۹۰ به اشغال نیروهای عراقی درآمده بود، رفتند:


۱۳۹۹ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

مرجان جاودانه شد اونی که میخواستی تو غبارها گم شد ولی مرجان ما گم نشد جاودانه شد

مرجان جاودانه شد

اونی که میخواستی تو غبارها گم شد

 ولی #مرجان ما گم نشد جاودانه شد

مرجان گفته بود با رویش ناگزیر جوانه ها چه میکنید وخود همین رویش بود وشد وهست

مرجان ازمیان ما رفت ولی به یاران هم بندش در ۲۰۹ که خوانده بود پیوست

مرجان ما دیگر زن انقلابی شوریده بر عصیان ونظم پلید ملاهای ضد زن شده بود 

درگذشت خانم‌مرجان هنرمند گرانقدر مردم‌ومقاومت ایران، پیام‌تسلیت مریم رجوی، سلام برمرجان صدای‌شورش زن‌ایرانی دربرابر نظم‌ارتجاعی‌حاکم

با درود به شورشگران خاموش اما جاودانه و پرجوش خواهرم  مرجان آتش‌افروز

سلام بر مرجان صدای شورش زن ایرانی در برابر نظم ارتجاعی حاکم .
از درگذشت نابهنگام هنرمند محبوب ایران، مرجان عزیزم بسیار متاثرم. قبل از او هم معصومه عزیزم، معصومه جوشقانی، از زندانیان همان زمان، پر کشید.
سالهای پر درد و شکنجه و زندان مرجان در کنار زنان مقاوم و مجاهد، روح آزاده و وجدان نا آرام او را به راهی نو برای آزادی مردم و میهنش سمت داد.
در سالهای تبعید درکنار مجاهدین و مقاومت ایران قرار گرفت و طی دو دهه با شور و اشتیاق و با صدای روحبخش و لطیفش ، صدای دختران و زنان ستمدیده میهنمان شد و در میان اندوه شب با صدایش از روز خبر میداد و روشنایی.
او با شورش‌اش بر آنچه که بود و هست، بر این حقیقت گواهی داد که تعهد انسان به آزادی، بزرگترین سرمایه اوست و در دوران تاریک ارتجاع و اختناق، هنرمند مردمی باید به این تعهد بزرگ بپیوندد.
براستی زنان هنرمندی مثل مرجان و مرضیه که به‌مبارزه و مقاومت برخاستند،‌ رنج های زن ایرانی و خواست پرقدرت او برای رهایی را نمایندگی کردند.
خواهر بسیار عزیزی را از دست دادم اما میدانم که خواهران مجاهدش بخصوص خواهران هم‌بندش و دختران شورشگر ایرانی که برای آزادی به‌پا می‌خیزند، جای خالی او را پر خواهند کرد.
به دخترش پوپک ،به آقای ژورک و خانواده محترمش، به همکاران هنری او ، به یکایک هنرمندان آزاده و جامعه هنرمندان ایران و به خانواده بزرگ مقاومت تسلیت میگویم. مرجان عزیزم همیشه با ماست و سرود آزادی میخواند، سرودی که قطعا به حقیقت خواهد پیوست.
صدای مرجان، قدرت انتخاب و تعهدش به آزادی و مردم ایران، نیروبخش فرزندان قیام آفرین این میهن به ویژه دختران شورشگر است. صدایی که در فردای آزادی ایران هم حاضر و همراه و طنین انداز خواهد بود.
صدای «شهیدای شهر»، «طنین زنده‌ام هنوز، صدای من نمرده‌ام، شکستن سکوت یک هزاره در ۲۰۹»، سرود «وقت براندازی» و آوای «میهنی می‌سازیم»، بخشی از وجدان غنی، لطیف و تسلیم‌ناپذیر جامعه ایران است.
از یاد نمی‌بریم خروش او علیه آخوندهای حاکم را که«گیرم که میزنی. گیرم که میکشی. با رویش ناگزیرجوانه چه میکنی. باجوجه های نشسته درآشیانه چه میکنی؟»
و کلمات او خطاب به‌زن ایرانی از یاد نخواهد رفت که «عزیزانم کمر همت ببندید وبعنوان چاووشان این کاروان پرشتاب جلودارمیدان مبارزه باشید و به همت و قدرت خودتان باورداشته باشید».
سلام بر مرجان . او رستگار و جاودانه شد


۱۳۹۹ خرداد ۱۹, دوشنبه

حکومت زن سیتز ملاها واحضار مجدد آتنا دائمی

زندانی سیاسی، آتنا دائمی به دادسرای اوین احضار شد



روز یکشنبه ۱۸ خردادماه‌ آتنا دائمی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین جهت تفهیم اتهام از بابت پرونده جدیدی که اخیرا برای وی گشوده شده، در دادسرای اوین حاضر شد. اتهام خانم دائمی “اخلال در نظم زندان” عنوان شده است.

طبق گزارش دریافتی در این جلسه خانم دائمی توسط شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست «قاضی» حاجی مرادی به اتهام “اخلال در نظم زندان از طریق سر دادن شعار علیه جمهوری اسلامی” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
یک منبع مطلع گفت: “شب گذشته به خانم دائمی اطلاع دادند که صبح امروز به دادسرای اوین احضار شده است. آتنا دائمی نیز به گمان آنکه این احضار درخصوص پرونده پیشین اوست در دادسرا حاضر شد. اما به محض حضور متوجه شد که این یک پرونده جدید است و به اخلال در نظم زندان از طریق سر دادن شعار در شب ۲۲ بهمن ماه ۹۸ متهم شده است. آتنا دائمی نیز در جریان این جلسه بازپرسی اتهام وارده را رد کرده است”.

لازم به ذکر است که پیشتر در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۹۹ جلسه رسیدگی به اتهامات آتنا دائمی از بابت پرونده ای دیگر در شعبه ۲۴ «دادگاه» انقلاب تهران به ریاست «قاضی» محمدرضا عموزاد برگزار شد.

همچنین خانم دائمی پیشتر در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۹۹، ۳۰ فروردین ۹۹ و همچنین اواخر اسفندماه ۹۸ به صورت شفاهی به «دادگاه» احضار شد که از مراجعه به «دادگاه» خودداری کرده بود. دلایل امتناع این زندانی از حضور در جلسه «دادگاه» شیوع بیماری کرونا در کشور، عدم رعایت فاصله زمانی قانونی بین تاریخ ابلاغ و تاریخ دادگاه و همچنین عدم دسترسی به وکیل خود از زمان تشکیل پرونده تاکنون بوده است.

۱۳۹۹ خرداد ۱۷, شنبه

هردم ازاین باغ بری می رسد و عوامل اطلاعات با خوش رقصی در مجموعه آقای علوی


هردم ازاین باغ بری می رسد و عواملی باز برای اطلاعات خوش رقصی میکنند

کنار رفتن پرده در جنگ گرگها در پی تمام‌سوز شدن شماری از مزدوران رسوا

نارضایتی اطلاعات سپاه از”مجموعه آقای علوی“ در مورد ”بزرگترین تهدید“ و ”کاریزما“ی مجاهدین

بشناسید


مجموعه آقای علوی (وزیر محترم اطلاعات) باکارهای شبانه‌روزی خود برخی توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، حسینی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی، پورحسین و… را استخدام کرده،‌ باانرژی گذاری کلان و البته تأمین مالی، توابین را به رویارویی روانی با خود منافقین می‌کشاند، بسیار عالیست؛ اما آیا کافیست؟ اینکه آقای اسماعیلی خبر دستگیری دو دانشجوی نخبه منافق صنعتی شریف را اعلام می‌کند بسیار قابل قدردانی است، اما کافیست؟ کافی نیست به همان علت که درنهایت خود مقام معظم رهبری زنگ‌های خطر اندیشه التقاطی را به صدا درآوردند. کافی نیست، چون در کف جامعه می‌بینیم که چطور جوانان ما در ابعاد هزار هزار در تور شوم کاریزمای رجوی گرفتارشده، از یک دانشجوی درسخوان تبدیل به یک تخریبگر با مالیخولیای سلاح و بمب می‌شوند

نارضایتی اطلاعات سپاه از”مجموعه آقای علوی“ در مورد ”بزرگترین تهدید“ و ”کاریزما“ی مجاهدین

نارضایتی اطلاعات سپاه از”مجموعه آقای علوی“ در مورد ”بزرگترین تهدید“ و ”کاریزما“ی مجاهدین

کنار رفتن پرده در جنگ گرگها در پی تمام‌سوز شدن شماری از مزدوران رسوا

قضاییه جلادان در ۱۶ اردیبهشت دستگیری دانشجویان نخبه‌ای را اعلام کرد که «گروه‌های ضدانقلاب و به‌ویژه گروهک تروریستی منافقین ارتباطاتی با این مجموعه برقرار کرده بودند و تحت تعلیمات این گروهک به‌دنبال انجام اقدامات خرابکارانه‌ای در کشور بودند… در بازرسی از منازل آنها اقلام انفجاری کشف شد». آنها «می‌خواستند در این شرایط یک بلوایی در کشور درست کنند که خوشبختانه با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان و اقدام به‌موقع آنها این توطئه خنثی شد».

از سوی دیگر جنگ گرگها در مرحله پایانی رژیم ولایت‌فقیه بالاگرفته و نفس سردمداران نظام در وحشت از قیام و نیروهای محرکه آن بریده است. خامنه‌ای در ۲۸ اردیبهشت به پاسداران و بسیجیان دانشجو نما نسبت به جذب جوانان توسط مجاهدین هشدار داد و اینکه نگذارند اعتراض‌ها به «اعتراض به نظام» بیانجامد. او تأکید کرد : «یارگیری کنید، حذف نکنید… جذب کنید، البتّه منظورم جذب منافق نیست». ولی‌فقیه ارتجاع « علاج مشکلات کشور (را) دولت جوان حزب‌اللهی» از قماش قاسم سلیمانی دانست که «می‌تواند کشور را از راه‌های دشوار عبور بدهد».  متعاقباً روحانی در روزهای ۳۰ و ۳۱ اردیبهشت به او پاسخ داد برای حفظ نظام و کشور باید دو یا سه حزب سیاسی تشکیل داد که به‌نوبت قدرت را در دست بگیرند و ملاک تنظیم رابطه بین باندهای مختلف قدرت را انتخابات رژیم دانست.

در چارچوب جنگ گرگها «عملیات پیچیده چندوجهی» سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات علیه یکدیگر از قبیل بازگرداندن روح‌الله زم به ایران و اعزام دژخیم حمید نوری به خارج از ایران ادامه دارد. فصل مشترک باندهای غالب و مغلوب حاکمیت همچون همیشه خصومت خونین و دیوانه‌وار با مجاهدین و مقاومت ایران است.

در ۹ خرداد سایت حوزوی «رهیافته» نارضایتی اطلاعات سپاه را از” مجموعه آقای علوی“ (وزیر اطلاعات) در مورد ” بزرگترین تهدید“ و ”کاریزمای شوم التقاط“ منعکس کرد و نوشت : «مقام معظم رهبری با ژرف‌اندیشی خاصی که دارند، پیاپی خطر نفاق و گروهک منافقین را گوشزد می‌کنند. ایشان پس از غائله بهمن ۹۶ به‌روشنی گفتند که ”پیاده‌نظام این غائله منافقین بودند“. پس از غائله آبان ۹۸ تأکید کردند: ”در یک کشور خبیث (آلبانی) عده‌ای ایرانی وطن‌فروش جمع شدند و نقشه فتنه بنزین را ریختند“ و اکنون نیز رهبری با صراحتی بیش از همیشه نسبت به سربازگیری گسترده این دشمن خطرناک از ”جامعه جوان“ کشور هشدار می‌دهند».

سایت مزبور با امضاء دکتر ح.تابش که به اغلب احتمال دکترای خود را در رشته شکنجه و تروریسم از سپاه پاسداران گرفته است، خاطرنشان کرده است: « آخر مگر نمی‌بینیم که چگونه مسعود رجوی پیاپی خطاب به جوانان پیام می‌دهد، از قرآن و نهج‌البلاغه گزیده می‌آورد و به قول خودش آموزش‌های ایدئولوژیک به ”نسل جوان“ می‌دهد. اما به آموزش‌هایش نگاه کنید! از تمامی آنها بوی باروت به مشام می‌رسد. از لابه‌لای سطور فریبنده تفسیر قرآنش، قبضه‌های کلاشینکف دیده می‌شود».

سپس می‌پرسد : «هرچند نیروهای جان‌برکف نظام باهمت و تلاش به مقابله با این سرانگشتان نفاق، از جان خود مایه می‌گذارند، اما آیا این کافیست؟ این‌که مجموعه آقای علوی (وزیر محترم اطلاعات) باکارهای شبانه‌روزی خود برخی توابین منافقین مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، حسینی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی، پورحسین و… را استخدام کرده،‌ باانرژی گذاری کلان و البته تأمین مالی، توابین را به رویارویی روانی با خود منافقین می‌کشاند، بسیار عالیست؛ اما آیا کافیست؟ اینکه آقای اسماعیلی خبر دستگیری دو دانشجوی نخبه منافق صنعتی شریف را اعلام می‌کند بسیار قابل قدردانی است، اما کافیست؟ کافی نیست به همان علت که درنهایت خود مقام معظم رهبری زنگ‌های خطر اندیشه التقاطی را به صدا درآوردند. کافی نیست، چون در کف جامعه می‌بینیم که چطور جوانان ما در ابعاد هزار هزار در تور شوم کاریزمای رجوی گرفتارشده، از یک دانشجوی درسخوان تبدیل به یک تخریبگر با مالیخولیای سلاح و بمب می‌شوند».

این به‌روشنی زمینه‌سازی برای اعدام‌ها و دست‌به‌کار شدن دیپلمات تروریست‌ها در عملیات تروریستی بعدی، مشابه ویلپنت و آلبانی است. اسم بردن از برخی مزدوران (شامل خدابنده و مصداقی و یغمایی) نیز حاکی از تمام‌سوز شدن آنان در برنامه‌های ارتباط مستقیم در سیمای آزادی و بیانیه زندانیان سیاسی از بند رسته در مورد ایرج مصداقی است که مزدوران را به سکه یک پول و برگ سوخته تبدیل کرده است. ازاین‌رو از خشم و کین به خود می‌پیچند و به نحو احمقانه‌ای با مطرح کردن اینکه رژیم به کمک مجاهدین آمده و برای آنها دسته گل فرستاده است و یا اینکه کار، کار خودشان است، بیهوده می‌کوشند آب‌رفته را به جوی برگردانند.

لجن‌پراکنی مصداقی علیه آقای مهدی سامع نیز دردی را دوا نمی‌کند و تازگی ندارد و از خرداد ۱۳۹۵ با شرکت یک شکنجه‌گر ساواک به نام پرویز معتمد جریان داشته است.

 همچنان که در بیانیه ۴۰۷ زندانی سیاسی آمده است: «توهین به کلیه ارزش‌های مقاومت مردم ایران از شهیدان و زندگان، فقط برازنده اعوان‌وانصار رژیم آخوندی» و «در راستای اهداف وزارت اطلاعات رژیم آخوندی و مزدوری برای آن» است.

».

۱۳۹۹ خرداد ۱۰, شنبه

زندانیان سیاسی وترس وهراس حکومت پلید ملاها

زندانیان سیاسی وترس وهراس حکومت پلید ملاها 

افزایش فشار بر زندانی سیاسی غلامحسین کلبی بعد از ۲۰ سال حبس


افزایش فشار بر زندانی سیاسی غلامحسین کلبی بعد از ۲۰ سال 

عوامل زندان شیبان در اهواز، پس از بیست سال حبس، فشار را بر زندانی سیاسی غلامحسین کلبی افزایش داده و او را از کمترین امکانات و رسیدگی‌های پزشکی محروم کرده اند.

طبق گزارش دریافتی و به نقل از منابع فعال حقوق بشر در ایران، غلامحسین کلبی هم اکنون اجازه رفت و آمد به اماکن عمومی زندان را ندارد. این محرومیت توسط رئیس حفاظت زندان، عبدالحسین غلام نژاد ابلاغ شده و به موجب این امر، وی حق رفتن به سالن ورزش، بهداری و اماکن دیگر را ندارد.

در این گزارش آمده است، این زندانی سیاسی ۶۱ ساله به دلیل عفونت گوش و عدم رسیدگی پزشکی دچار ناشنوایی شده و همچنین به یک نوع بیماری پا مبتلا گردیده که انگشتانش بصورت عمیقی زخم می شوند. دندانهای غلامحسین کلبی نیز بدلیل شکنجه و محرومیت غذایی سالیان زندان، از بین رفته اما از رسیدگی پزشکی و مراجعه به دندانپزشک محروم است.

قابل ذکر است که رئیس حفاظت زندان عبدالحسین غلام نژاد تعدادی از زندانیان را با وعده ملاقات حضوری و خصوصی، مرخصی و مزایای دیگر، علیه زندانیان سیاسی تحریک می‌کند. این افراد به اشکال مختلف موجبات آزار روحی – روانی زندانیان سیاسی را فراهم می آورند و هر نوع اعتراض نیز با تهدید انتقال به انفرادی مواجه می‌شود.

در خصوص زندانی سیاسی غلامحسین کلبی لازم به توضیح است که وی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ می باشد که از سال ۶۰ تا ۶۶ مدت ۶ سال به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق در زندانهای جنوب ایران محبوس بوده است.

غلامحسین کلبی در تاریخ ۱۹ دی ماه سال ۷۹ برای دومین بار در شهرستان دزفول بازداشت شد.

این زندانی سیاسی بارها بخاطر اعتراض به شرایط زندان و فشارهایی که به زندانیان وارد میشود دست به اعتصاب غذا زده است از جمله در مرداد ماه ۱۳۹۷ که به مدت ۲۰ روز در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

با شیوع کرونا در زندان شیبان اهواز غلامحسین کلبی و تعداد دیگری از زندانیان سیاسی که در این زندان بسر می‌برند، بدلیل عدم رسیدگیها و قرنطینه نکردن زندانیان در معرض ابتلا به این بیماری قرار گرفتند.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱, دوشنبه

اعدام زندانیان برای گریز از بحران کرونا

هشت زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند


هشت زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند

هشت زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند
هشت زندانی به نام‌های شایان سعیدپور اهل سقز، سینا محمدی اهل دهگلان، لقمان احمدپور اهل بانه، واحد فیضی اهل بانه، رامیار مخلص اهل بانه، سعید محمدپور اهل کرمانشاه و عدنان میرکی اهل سنندج جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان سنندج منتقل گردیدند.
خانواده شایان سعیدپور ساعت ۱۴ امروز دوشنبه یکم اردیبهشت ‌ماه برای ملاقات آخر به زندان سنندج فراخوانده شدند.
شایان سعید پور، یکی از زندانیانی که جهت اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل شده است، در زمان نوجوانی مرتکب قتل شده و به اعدام محکوم شدە بود. این زندانی در شورش زندانیان زندان سقز در روز جمعه ۸ فروردین ماه سال جاری، اقدام به فرار نمود اما پس از مدتی توسط مأمورین نظام مجددا دستگیر به زندان سقز بازگردانده شد و روز یکشنبه جهت اجرای حکم اعدام به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است.
هشت زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند، بسیاری از مردم در سقز در اعتراض به عمل جنایتکارانه نظام شبانه دست به تجمع زده و خواهان انصراف خانواده قاتل از قصاص این زندانی جوان شده‌اند.
شامگاه یکشنبه گروهی از فعالان مدنی و مخالفان حکم اعدام در محله سنگبران تجمع کردند تا خانواده شاکی شایان سعیدپور از حکم قصاص او صرف نظر کنند. شایان سعیدپور پیش از سن ۱۸ سالگی فردی به نام سلیمان آزادی را به قتل رسانده و قرار است تا ساعت دیگر اعلام شود.
به گزارش سازمان حقوق بشری هنگاوه، شامگاه یکشنبە ٣١ فروردین ٩٩ نیروهای امنیتی حکومت در شهر سقز، سالار سعیدپور، عموی جوان محکوم بە اعدام، شایان سعیدپور را بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل کردەاند.
نیروهای امنیتی سالار را بە گروگان گرفتەاند تا از تجمعات خودجوش مردمی برای کسب رضایت خانوادە مقتول جلوگیری کنند.
خانوادە سعیدپور ساعت یک بعد ازظهر دوشنبه برای آخرین دیدار با شایان بە زندان مرکزی سنندج می روند.
شامگاه یکشنبه شماری از فعالین مدنی سقز برای نجات جان شایان سعید پور بە منزل آنها رفتە بودند و امروز (دوشنبه ۱فروردین ماه) نیز تجمعی در همین رابطە برگزار خواهد شد.
یکی از عموهای شایان گفت: ”مادر مقتول رضایت دادە و پدرش گفتە است من در آخرین لحظە تصمیم خودم را خواهم گرفت“.
حکم اعدام شایان سعید پور قرار است ساعت ٤ بامداد روز سەشنبە ٢ اردیبهشت ماه بە اجرا در بیاید.